ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

255

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

خود را نيز بر عهده داشت . سپس با الب ارسلان اخرس دل بد كرد و او را كشت و برادرش سلطان شاه را به جاى او نشاند و زمام اختيار او را به دست گرفت . چون سال 511 در رسيد به قلعهء جعبر رفت تا با سالم بن مالك ديدار كند . مماليك ترك سالم بن مالك بر او غدر كردند در نزديكى خرتپرت كشتند و خزاينش را بردند . مردم حلب راه بر ايشان گرفتند و هر چه غارت كرده بودند بستدند . پس از مرگ لؤلؤ ، اتابكى سلطان شاه بن رضوان را شمس الخواص ياروقتاش [ 1 ] بر عهده گرفت ولى پس از يك ماه معزول شد و ابو المعالى بن الملحى دمشقى اتابك شد او نيز معزول و اموالش مصادره گرديد و امور دولت در پريشانى افتاد . مردم حلب از فرنگان مىترسيدند ، ايلغازى بن ارتق را فراخواندند و بر خود حكومت دادند . چون ايلغازى زمام حكومت بر دست گرفت در خزانه مالى نيافت پس به مصادرهء اموال خادمان پرداخت تا مالى گرد آورد و به فرنگان دهد و آن قدر مهلت گيرد كه به ماردين رود و لشكر گرد آورد و باز گردد . چون صلح برقرار شد بدين عزم به ماردين رفت و پسر خود حسام الدين تمرتاش را در حلب به جاى خود نهاد و از آن پس دولت رضوان بن تتش در حلب منقرض گرديد . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . هزيمت طغتكين در برابر فرنگان پادشاه فرنگان بالدوين صاحب قدس در سال 512 درگذشت و پس از او كنت صاحب رها به جايش نشست . اين مرد را جكرمش اسير كرده بود و چاولى سقاوو - چنان كه آورديم - آزادش كرده بود . او نزد طغتكين پيام صلح فرستاد . طغتكين از دمشق به جنگ او مىرفت . طغتكين خواست او اجابت نكرد و به طبريه رفت و آنجا را غارت كرد . و در عسقلان با اميران مصرى ديدار نمود . فرمانروايشان ايشان را فرمان داده بود كه از طغتكين فرمان برند چون در عسقلان نشانى از فرنگان نديد به دمشق بازگشت ، در اين حال فرنگان به يكى از قلعه‌ها حمله آوردند ساكنان قلعه امان خواستند . فرنگان آن قلعه را تصرف كردند سپس آهنگ اذرعات نمودند طغتكين پسرش بورى را به مدافعه فرستاد . فرنگان از اذرعات به جانب كوهى در آن حدود رفتند . بورى ايشان را محاصره كرد . پدرش طغتكين نيز بيامد . فرنگان به طغتكين پيام دادند كه مصالحه كنند . ولى طغتكين نپذيرفت . بدين طمع كه بر آنان غلبه خواهد يافت . چون فرنگان نوميد شدند دل بر مرگ نهادند و بر مسلمانان حمله آوردند ، حمله‌اى جانانه و ايشان را منهزم ساختند و بسيارى را كشتند . باقيماندهء لشكر خود را به دمشق رسانيدند . طغتكين نزد ايلغازى به حلب رفت و از او يارى خواست . او وعدهء ياريش داد و به ماردين آمد تا سپاه گرد كند . طغتكين نيز به دمشق بازگشت . ولى فرنگان پيشدستى كرده حلب را گرفتند . ميان

--> [ ( 1 ) ] متن : بارقياس .